+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 18:22 توسط
علی میرطار
|
لينك
|
موضوع:
روزانه
|
تو خوابگاه مصلي نژاد يادنامه روز استاد رو ديدم. خيلي ناراحت شدم كه ديدم مجله اينقدر ساده و بي دقت ساخته شده. البته نقدهايي هم در مورد نحوه اجرا برنامه شنيدم كه چون خودم نبودم مطرح نميكنم.
خواستم به دوستان تذكر بدم كه مجله وبلاگ نيست. تو وبلاگ همينكه مطلب آماده بشه و نوشته بشه كار تمومه و قابل ارائه است. اما براي يه مجله از داده هاي خام و مطالب تا توليد نشريه و صفحه بندي راه درازي هست كه اگه اين راه رو نريم مطالب بسيار ارزشمند هم خوانده نميشوند.
من از دوستان رسانا ممنونم كه اين برنامه رو اجرا كردن. اما اين رو به عنوان نقد يه رسانايي قديمي در نظر بگيرين كه دوست داره گروه دانشجويي دانشكدش بهترين باشه.
لطفا بهترين باشين.
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:40 توسط
علی میرطار
|
لينك
|
موضوع:
بُرونی
|
امروز كه براي درخواست خروج از كشور رفته بودم بهم كفتن كه دانشجويان كارشناسي ارشد موقع در خواست خروج از كشور مي تونن درخواست تا 6 ماه و مكرر بدهند. به اين ترتيب مي تونن بيشتر از يك بار از كشور خارج شوند.
البته اگه نامه درخواستشون براي بازه كمي هم باشه ولي توش قيد بشه كه درخواست خروج مكرر هست، ميتونن دوباره در خواست خروج از كشور رو بگيرن.
اينا كه گفتم فقط براي دانشجويان ارشد هست و البته صحت اون در حد يك كارمند داخلي دانشگاه است. اما آيا واقعا شدني هست يا نه را نمي دانم. شما هم امتحان كنيد.
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 15:20 توسط
علی میرطار
|
لينك
|
موضوع:
روزانه
|
-سلاملكم. چطوري؟
-سلام علي آفا خوبي ؟ چي كار ميكني با زحمتاي ما؟
- چه زحمتي سلامت باشي.
- علي جان زنگ زدم ازت تشكر كنم.
- بابت چي؟
- واسه درسي كه بهم معرفي كردي.
(در اين لحظه با خودم گفتم كه اه اه مثكه استاده بهشون گير داده و تمرين و كوئيز گرفته اونم داره بهم تيكه ميندازه!!)
- خواهش مي كنم من كه كار خاصي نكردم.
- نه علي جان، خيلي لطف كردي استادش خيلي خوبه و عالي درس ميده در ضمن به عنوان استاد پروژه هم انتخابش كردم.
(ديگه فهميدم داره جدي تشكر مي كنه)
- خوب خدا رو شكر كه خوب بوده.
(ديگه منتظر بودم كه بره سر اصل مطلب كار اصلي شو بگه كه گفت:)
-همين علي جان مي خواستم هم صداتو بشنوم و هم اينكه ازت تشكر كنم. بازم ممنون. كاري نداري ديگه؟
- نه سلامت باشي.
- خداحافظ
-خداحافظ
بعد از اينكه تلفن رو قطع كردم چند لحظه از شدت ضربه گيج بودم!! يكي بهم زنگ زد و فقط فقط تشكر كرد و همين! دوباره به انسانيت اميدوار شدم.
با خودم فكر كردم خيلي وقته اينجوري با كسي رفتار نكردم و اين كار چه حس خوبي به طرف مقابل ميده.
پ.ن. اين پست رو كه مي نوشتم ديدم كه آدمهاي ديگه اي هم هستن كه به خاطر يه كار كوچيكي كه براشون انجام دادم كلي تشكر ميكنن اما مرامي اين يكي يه چيز ديگه بود!
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 7:8 توسط
علی میرطار
|
لينك
|
موضوع:
درونی
|